خدايان باستان.Ancient God

اسطوره هاي باستان

آیا اهورامزداپرستی با داریوش از مصر به ایران نیامده است؟

در اینکه داریوش هخامنشی جوان به عنوان سردار سپاه و نیزه دار کمبوجیه سوم در مصر  حضوری فعال داشته و پیشتر در سر کسب مقام حکومتی هخامنشیان را در سر می پرورانده است، خبر داریم. از آنجاییکه پیش از داریوش از اهورامزدا  (سرور بزرگ یا دانا) نام نشان درستی در ایران و بین النهرین دست نداریم، این سؤال را پیش می آورد که آیا باور اهورامزدا را داریوش با خود از مصر به ایران نیاورده است. در این صورت اهورامزدا همان هوروس (=هورو یعنی شاهین؛ عقاب) و اهریمن همان خصم جاودانی آزار دهنده چشمان او، خورشید (چشم راست) و ماه (چشم چپ) بوده است. اینکه اهورامزدای ایرانی گاهی با سری انسانی و تنی عقاب وار (سیمرغ) و گاهی با سر و یا بال عقاب و تنی انسانی تصویر میگردد دال بر همین معنی است. پیش از عهد داریوش نامی که به شباهت صوتی و ظاهری شبیه نام اهورامزدا است و در کتابخانه آشوربانیپال دیده شده است همانا آشورامزش است. همچنانکه هومل دریافته است آن صرفاً به معنی آشّور بزرگ خدای ملی آشّور (خندان= ضحاک شاهنامه، اسحاق تورات) است. هیچ منبعی ایرانی نام اهورامزدا را پیش از عهد داریوش بیان نکرده است. براین پایه نام اهورامزدا  در اساس نه به معنی سرور دانا بلکه به معنی خالق- شاهین بزرگ (سیمرغ) است. چه بنا به لغت نامه ویکیپدیا “بنابراین در ایزدستان مصری میتوان حدود بیست هوروس (هورو، اهورا) را بازیافت که در میان آنان تشخیص هوروس بزرگ یا هاروئیس اهمیت بسیار دارد”. هوروس مصری متصف به ایزد دانایی نیست تا به توان صفت مزدا (مز- دا= آفریدگار بزرگ) را به معنی دانا به وی تفویض نمود. در این صورت داریوش جوان سرمست کسب قدرت رابطه و پیوند استواری فرهنگی و سیاسی همراه با طرحهایی با حکمای دینی – سیاسی مصر بر قرار نموده بوده است. به نظر میرسد کاهنی مصری نام داریوش (عقاب نیک) را با نِفِر-هوروس (شاهین نیک) سنجیده و مقام وی را در این جایگاه خدایی قرار داده و او را شدیداً بدین عقیده تحریض کرده بوده است. نگارنده قبلاً رد پای اهورامزدا و اهریمن را در دو ناستیای همزاد اسب سیمای”خیر و شر”، “روز و شب” آریائیان کهن هندوایرانی؛ در رابطه با ایزد دانای آسمان شب وارونا- که ارتباط چندانی باهم ندارند- جستجو نموده بودم که با به میان آمدن مطالب اخیر باید آن را به امان خدایان رها نمود. دو مطلب متوالی زیر که در دایرة المعارف طهور در مقولهً دین و باورهای ابتدایی مصریان باستان (۲) ثبت شده است گواهی بر این ادعاست.
اعتقاد به دو نوع خدا در مصر باستان
محققان مدعى اند که مصریان قدیم به دو نوع خدا معتقد بودند: خداى مهربان و خوب، خداى زشت و نادرست؛ خدایان زشت و پلید را به صورت حیوانات درنده تصور مى کردند و خدایان خوب را به صورت انسان تلقى مى نمودند. آنان خدایان خوب را با تلفیقى از انسان و حیوان اهلى مجسم مى ساختند. پرستش خورشید؛ در دوره کشاورزى مصریان خورشید را یکى از خدایان مى دانستند و پرستش ان را واجب تلقى مى کردند؛ زیرا خورشید (رع- آتون) منبع گرما، براى رشد گیاهان نقش حیاتى داشت. خورشید، خداى آفتاب نام داشت. در تلقى مصریان، خورشید با قایقى از طلا هر روز از آسمان عبور مى کند و شبها در بیابان بسر مى برد. خداى طبیعیت؛ بحرانهاى جوى حاصله از طغیان رود نیل و گرما و سرماى صحرا که بادهاى موسمى ۵۰ روزه را به دنبال داشت و سرانجام فرا رسیدن بهاران و وزیدن نسیم بهارى نیل و سرسبزى و خرمى صحرا، در تلقى مصریان به مرگ و حیات خداى طبیعت تعبیر مى شد بر این مبنا که: ست خداى بدکار و باد سوزان به اتفاق پنجاه نفر از نوکرانش مسئول آن بدکارى ها بود و خداى آتور (خدای جهان زیرین و مردگان) که به رویش کشتزارها یارى مى داد، به دست نوکران ست کشته مى شد و سپس در فصل نوین بهار زنده مى شود و به فعالیت مى پرداخت.
پرستش خورشید در مصر باستان
پرستش آفتاب در مناطق مختلف جهان سابقه اى دیرینه دارد و در مواردى از قرآن مجید (از جمله در سوره نمل، آیه ۲۴) به آن اشاره شده است. به راستى در میان تمام خدایانى که در کنار آفریدگار پرستیده مى شدند، هیچ یک از آنها برکات بى پایان خورشید را نداشت. در غالب بلاد خدای معتبر همان خورشید بود که هر جا به اسمی در می آمد. مظاهر و اسامی متعدد این معبود خدایان معظم ملی مصر را ترتیب داد. در این میان بعضی در شهرت بر دیگران سر بودند، در مرتبه اول اوزیریس قرار داشت کمه با همسرش ایزیس و پسرش هوروس شریک بود. هوروس رب النوع خورشید طالع، که بایست Setn یاtyphoon مدام با ست که عفریت ظلمت می باشد، بجنگد. اوزیریس رب النوع خورشید غارب و زنش تیفون ازیس رب النوع آسمان و ماه و رع Ra (تا- بیتیت؟) مظهر جلال و کمال خورشید، خداوند کار آسمان بود. در مصر قدیم براى ساعات مختلف روز، خدایانى که نماینده خورشید بودند، قرار داده شد: مثلا خداى بامداد خپرع، خداى نیمروز رع و خداى شامگاهان اتوم بود. هم چنین سوسکى که سرگین گردان نامیده مى شود، نماینده خورشید در روى زمین به شمار مى رفت. مصریان قدیم آن حشره را بسیار مقدس ‍مى دانستند و تصویر او را در طلسمات و بر سینه و پیشانى مجسمه پادشاهان ترسیم مى کردند و از آن برکت و نیکبختى مى خواستند.

Horus, (Louvre Museum), ‘Shen rings’ in his grasp.

دوستمان رضا مرادی غیاث آبادی نقش معادل ایرانی را در مطلب اخیر سایت خود “پژوهشهای ایرانی” نقش جدیدی از تصویر اهورا مزدای ایرانی پاسارگاد آورده است. بعلاوهً تصویرعقاب بالای درفش کاویانی هخامنشی، تصویر اهورامزدا بر دیوار کاخ خشایارشا در تخت جمشید و تصویر اهورامزدا-هوروس هخامنشی بر کاشی :

نگاره‌ هخامنشی خدا اهورامزدا با چهار بال بر یک مُهر غلطان، پاسارگاد

تصویر باز سازی شده از پیکرهً اهورامزدا بر کاخ خشایارشا در تخت جمشید

کاشی لاجوردی با تصویر هوروس از دورهً هخامنشی

بر گرفته از 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 16:44  توسط gabriel  |