جنگ ترموپیل
| جنگ ترموپیل | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
|
||||||||
| جنگندگان | ||||||||
| هخامنشیان ایران | یونانیان | |||||||
| فرماندهان | ||||||||
| خَشایارشا | لئونیداس | |||||||
جنگ ترموپیل به عقیدهٔ تمامی کارشناسان و مورخان بی طرف ، نمایشی بود از عظیم ترین جنگی که در دوران باستان ، بین دو ابر قدرت آن زمان یعنی هخامنشیان ایران و یونانیان رخ داد که طبعات این جنگ به قدری وسیع و همه گیر بود که اثرات آن تا به امروز در فرهنگ و زندگی هر دو کشور نمایان شدهاست.
توضیحاتی مختصر در مورد خشایارشا
خَشایارشا از پادشاهان هخامنشی است . پدرش داریوش بزرگ و مادرش آتوسا دختر کوروش بزرگ بود . داریوش پسران بسیاری داشت که بزرگترین آنها آرتابرزن بود که از دختر گئوبروو ، همسر نخست داریوش بود، ولی خشایارشا را که بزرگترین فرزند آتوسا دختر کورش بود به جانشینی برگزید نام خشایارشا از دو جزء خشای (شاه) و آرشا (مرد) تشکیل شده و به معنی «شاه مردان» است. خشایارشا در سن سی و شش سالگی به سلطنت رسید و در آغاز سلطنت شورشی را که در مصر برپا شده بود فرونشاند و بعد به بابل رفت و شورشهای آنجا را نیز سرکوب کرد. در این جنگ قسمت اعظم بابل ویران گشت. خشایارشا در صدد استفاده از اختلافات داخلی یونانیان نبود و نمیخواست به این کشور حمله کند. اما اطرافیان وی از جمله مردونیه داماد داریوش شکست ماراتن را مایه سرشکستگی ایران میدانست و خشایارشا را به انتقام فرامیخواند. یونانیان مقیم دربار ایران نیز که از حکومت این کشور ناراضی بودند از خشایارشا درخواست میکردند که به یونان یورش برد. در آنزمان در یونان حکومتهای مستقلی با عنوان دولت شهر بر هریک از سرزمين هاي این کشور حکمرانی میکرد.توضیحات کامل
تصمیم حمله به یونان
سرانجام خشایارشا به قصد حمله به یونان به کاپادوکیه واقع در آسیای صغیر رفت و این شهر را مرکز ستاد فرماندهی خود قرار داد. وی سه سال تمام به تجهیز سپاه مشغول شد و در نهایت سپاه بزرگی که بنا به گفته هرودوت در آن، ۴۶ گونه نژاد و قوم مختلف حضور داشتند بسیج کرد و در بهار ۴۸۰ قبل از میلاد به سوی یونان حرکت کرد. عربها، هندیها، پارسها، مادها، سکاها، فنیقیها، مصریها و حتی ساکنان جزایر خلیج فارس نیز در این لشکرکشی حضور داشتند. البته لازم بذکر است که مورخان یونانی در مورد تعداد افراد قشون ایران در این لشکرکشی راه مبالغه نمودهاند و گاه تا پنج میلیون نفر نیز ذکر کردهاند اما بنا به نوشته سایر مورخان تعداد افراد سپاه خشایارشا پانصدهزار نفر بوده که البته همه آنها سرباز نبوده و بسیاری آشپز و ملوان و … در این ارتش خدمت مینمودند.
نبرد بزرگ ترموپیل و تصرف آتن
نبرد ترموپیل یکی از نبردهای ایران و یونان است که در سال ۴۸۰ پیش از میلاد در تنگهٔ ترموپیل (Thermopylae)٬ بین سپاهیان لئونیداس (Leonidas)٬ پادشاه اسپارت و سپاهیان خشایارشا هخامنشی در گرفت. مدارک این جنگ متأسفانه یکطرفهاست زیرا هر چه ما در بارهٔ این جنگ میدانیم مطالبی است که هرودوت تاریخنویس یونانی ذکر کردهاست و در مدارک شرقی کلمهای وجود ندارد و از ارقام و نوشتههای هرودوت نیز برمیآید که او مطالب خود را از یونانیهای دیگر گرفته است.
جزئیات نبرد با یونان
در سال ۴۸۰ پیش از میلاد ، خشایارشا به یونان لشکر کشید. پس از ورود شاه ایران به نزدیکی ترموپیل ٬ شاه چهار روز جنگ را عقب انداخت و روز پنجم مادیها و کیسسیها را فرستاد که یونانیها را زنده گرفته نزد او آورند. آنها با حمله خود کاری از پیش نبردند . پس از آن پارسیها را مأمور کرد. آنان که موسوم به جاویدانها بودند نیز نتوانستند کاری از پیش برند چه هم لاسدمونیها خوب میجنگیدند و هم محل موافق جنگ نبود. سرانجام یکنفر یونانی ملیانی افییالت (Ephialte) پسر اوریدم (Eurydeme) بطمع پاداش بزرگ نزد خشایارشا رفت و گفت راهی است که از آن میتوان پیشرفت و به ترموپیل درآمد. خشایارشا با شعف بسیار پیشنهاد افییالت را پذیرفت و هیدارنس مأمور شد تا از آن راه برود چون شب دررسید و چراغها روشن گشت پارسیها حرکت کردند. این کورهراه از رود آسپ شروع میشد و به آلپن (Alpene) شهر اول لکریها میرسید. پارسیها پس از عبور از آسپ در تمام شب در کورهراه حرکت کردند و در طلیعه صبح به قلهٔ کوه رسیدند. در اینجا هزار فوسیدی حفاظت میکرد و چون ایرانیان به آنها رسیدند باران تیر به آنها باریدن گرفت و سرانجام آنها فرار را بر قرار ترجیح دادند. هیدارنس پس از این فتح از قلهٔ کوه سرازیر شد و به مدافعین ترموپیل حمله برد. فرمانده ترموپیل لئونیداس چون دید که سپاهیان او مرگ را رویاروی خود میبینند عدهای (بقول هرودوت «سیصد تن» از اسپارتیها و چهار یا پنج هزار نفر یونانی) را برداشت و به بقیه فرمان داد که بهر کجا میخواهند بروند. باری بقول هرودوت تسپیانها و اهالی تب با لئونیداس ماندند. صبح حملهٔ ایرانیان آغاز شد و با وجود مقاومت شدید اسپارتیها عاقبت لئونیداس با همه سپاهیان خود کشته شد و از ایران نیز مردمان نامی چون دو پسر داریوش آبراکوام و هیپرانت بخاک افتادند. گفتنی است خشایارشا پس از کشته شدن لئونیداس و یونانیان در ترموبیل میان کشتگان بگردش پرداخت همینکه به جسد لئونیداس رسید و شنید که او پادشاه و سردار اسپارتها بود امر کرد سر او را ببرند. این رفتار خشایارشا میرساند که نسبت به لئوانیداس زمانی که او زنده بود بسیار خشمگین بود والا مرتکب چنین عملی نکوهیده نمیشد. چه ایرانیان با دشمنان خویش که با شجاعت در مقابلشان میجنگیدند با بزرگواری رفتار میکردند. چون لشکر اسپارتی شکست خورد اهالی تب که در جنگ شرکت داشتند دست بسوی ایرانیان درازکردند و گفتند ما مجبور بودیم که چنین بجنگیم. در همین اوان جنگهای دریائی زیاد در ناحیه ارتیمیزیوم (Artemisium) واقع شد که سرانجامی جز غرق چند کشتی چیز دیگر نداشت و ضمناً نیز سپاهیان ایران یک یک شهرهای سر راه خود را گشود تا به آتن سرازیر شد. از زمان حرکت خشایارشا از هلسپونت تا ورود او به اتیک (ناحیهای است که آتن در آن قرار دارد) چهار ماه طول کشید و چون خشایارشا به آتن رسید شهر را خالی یافت و فقط عدهای از آتنیها به معبد آکروپولیس پناهنده شده بودند و خزانهداران آن و عدهای از فقرا که نتوانستند از شهر بیرون روند در شهر مانده بودند. اینها به ارگ شهر پناه بردند و آن را با چوبهایی محافظت میکردند. پارسیها برای تسخیر ارگ در تپهای محاذی آنجا گرفتند و از آنجا تیرهای خود را با نخهای کتان میپیچیدند و آتش زده بشهر میانداختند. بدین منوال آتش بشهر روانه میکردند و استحکامات را در مینوردیدند. مردمان آتنی در این موارد چارهای نداشتند جز آنکه با انداختن سنگهای بزرگ خود را از خطر حمله کنندگان محفوظ دارند. باری محاصره بطول انجامید تا اینکه چند نفر از پارسیها از جایی که بواسطهٔ استحکام طبیعی نگهبان نداشت بالا رفته داخل ارگ شدند پارسیها پس از ورود بشهر دروازهها را بازکردند و آتنیها نیز پارهای خود را کشتند و پارهای دیگر به معبد آکروپولیس پناه بردند و سرانجام سپاه ایران آتن را به تصرف درآورد و کاخ آکروپولیس در زمان جنگ نابود شد ولی معبد آکروپولیس و خانههای شهر به دستور خشایارشاه به سربازانش سالم ماند. (اسپارتیها بنا بر قوانین لیکورگ فرار کردن از میدان جنگ را ننگ بزرگی میدانستند و مجازات آن اعدام بود، حتی وقتی جوانان این سرزمین به نبرد میرفتند مادرانشان به آنها میگفتند:«پسرم! بر سپر یا با سپر» یعنی یا کشته شو تا جسدت را بر روی سپرها بیاورند و یا پیروز شو و با سپر برگرد. لذا در فرار یونانیها از تنگه ترموپیل اسپارتیها برجای ماندند و پس از کشته شدنشان یونانیها بر مزار این سیصد تن نوشتند: ای رهگذر به اسپارت بگو ما در اینجا خوابیدهایم تا به قوانین کشور خود وفادار باشیم.»علل شکست ایران در تصرف کامل یونان
بنابر نوشته مورخان علل شکست ایران در تسخیر یونان به این شرح است:- زیادی شمار نفرات که تأمین آذوقه و هدایت ارتش را مشکل میساخت. -نامناسب بودن سلاحهای ایرانیان در برابر یونانیان سنگین اسلحه(به غیر از هنگ جاویدان باقی سپاه ایران از سلاحهای سبک نظیر تبر استفاده میکردند.) -عدم آشنایی ایرانیان به موقعیت جغرافیایی یونان -اغفال شدن ارتش ایران در سالامیس -بازگشت ناگهانی خشایارشا -ناهمواری جلگههای یونانی و عدم عادت ایرانیان به جنگ در این سرزمینها که نیروهای دریایی و زمینی را از حمایت یکدیگر محروم میکرد. -مهمترین علت شکست ایران در این نبرد روحیه عالی یونانیان بود. چرا که آنان مردمانی استقلال طلب بودند و حاضر نبودند که تبعیت ایران را بپذیرند.
منابع
* تاریخ ده هزار ساله ایران نوشته عبدالعظیم رضایی
* کوروش بزرگ اثر ژرار اسرائل ترجمه مرتضی ثاقب
* از کوروش تا پهلوی اثر دکتر حکیم اللهی