بي تو مهتابشبي باز از آن كوچه گذشتم (فریدون مشیری)
فریدون مشیری
بي تو مهتابشبي باز از آن كوچه گذشتم
بي تو، مهتابشبي، باز از آن كوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.
در نهانخانه جانم، گل ياد تو، درخشيد
باغ صد خاطره خنديد،
عطر صد خاطره پيچيد:
يادم آمد كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.
تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.
من همه، محو تماشاي نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشة ماه فروريخته در آب
شاخهها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد، تو به من گفتي:
- ” از اين عشق حذر كن!
لحظهاي چند بر اين آب نظر كن،
آب، آيينه عشق گذران است،
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است،
باش فردا، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!
با تو گفتم:” حذر از عشق!؟ - ندانم
سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!
روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد،
چون كبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم ...“
باز گفتم كه : ” تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم! “
اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب، ناله تلخي زد و بگريخت ...
اشك در چشم تو لرزيد،
ماه بر عشق تو خنديد!
يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم.
نگسستم، نرميدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهاي دگر هم،
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ...
بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!
تاریخ مذاهب ایران
تاریخ مذاهب ایران
نخستین مذاهب انواع بت پرستیهای مصنوعی و طبیعی بودهاند که بتهای مصنوعی با سیمای بشری به مثابه آخرین و تکامل یافتهترین مذهب بت پرستی بودهاست. در عین حال مذاهب توحیدی هم از بطن بت پرستیها سر بر آورده.
تاریخ ایران آکنده از اختلاط و اتفاق میان عقاید و آرا و دین و دولت است. اردشیر اول، سرسلسله ساسانیان، میخواست یک جامعه ملی - دینی در ایران بنا کند، لذا در هر ایالت یک رئیس روحانی را پذیرفت. سختگیری و خشونت این رهبران دینی و کشتار مسیحیان به شورش مردم در ارمنستان و پیدایش آیینهای مانوی و مزدکی در برابر یکهتازی دین حاکم انجامید. این رویه در آیندهای نه چندان دور پایان کار شاهنشاهی ساسانی و استقرار اسلام را در ایران رقم زد.
مردمی که در فلات ایران زندگی میکنند...دو بار توانستند کیش جهانی پدید آورند. یکبار در مورد مهر پرستی و بار دیگر در مورد مانیگری.
آیین مانی، آیینی عرفانی است که در برابر بیداد حکومت دینی نخستین بار در ایران پدید آمد. آیین مزدک نیز واکنشی اجتماعی در برابر فشارهای دین حاکم بود که هرگونه تغییر و تحول در مراتب طبقاتی را غیرممکن میساخت و جامعه بستهای را به وجود آورده بود.
برخی از آیینها در دوران پیش از اسلام در ایران رواج یافتهاند، مانند دین زرتشت، مزدک، مانی و مسیحیت پیش از اسلام.
* دوره دیو پرستی
* دوره مهرپرستی
* دوره مزدیسنی (دین زرتشت)
* دوره اسلامی
مسلمانان باور داشتند که آموزههای اصیل زرتشت به مرور زمان دستخوش تحریف شد و توحید زرتشت به شرک تبدیل گشت، دستورات آن از خرافات و اباطیل پر شد و در مسیر سود طبقات حاکم جامعه قرار گرفت.هر چند گروهی از پژوهشگران این را بهانهای برای تاخت و تاز به ایران زمین میدانند.
پس از تشکیل دولت صفویان همواره تشیع آیین رسمی ایران بودهاست و در حال حاضر از جمعیت ایران، ۸۹٪ شیعه، ۹٪ سنی و ۲٪ مسیحی، زرتشتی، یهودی، بهائی و پیروان سایر ادیان هستند.
در اصل ۱۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اسلام و مذهب جعفری دوازده امامی دین رسمی است و سایر مذاهب اسلامی که در قانون اساسی به آنها تصریح شده شامل مذاهب اربعه اهل سنت(حنفی، شافعی، حنبلی، مالکی) و شیعیان زیدی (چهار امامی) نیز قانونی و دارای احترام کامل میباشند. همچنین در اصل ۱۳ قانون اساسی، ایرانیان مسیحی، یهودی و زرتشتی به عنوان اقلیت دینی پذیرفته شدهاند و میتوانند در حدود قانون بر اساس دین خود عمل نمایند.
اریش لودندورف
در جنگ جهانی اول
پاول فن هیندنبورگ و لودندورف
وی در آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ ارتش روسیه را که از نظر نفرات دو برابر ارتش هشتم آلمان بود در نبرد تاننبرگ شکست داد و این شکست و شکست سال بعد باعث تضعیف روسیه و پیروزی انقلاب این کشور شد. لودن دورف دربرست لیتوفسک با روسیه قرارداد صلح امضاء کرد و این کشور را از صحنه جنگ خارج ساخت. وی از آنجا به جبهه غرب بازگشت و متوجه شد که آلمان جنگ جهانی اول را نخواهد برد و به قیصر پیشنهاد کرد که با دولتهای مخالف آلمان وارد مذاکرات صلح شود که قیصر نپذیرفت و او را به سمتی غیر رزمی گماشت.
هيندنبورگ، قيصر ويلهلم دوم و لودندورف
در پایان جنگ اول، لودن دورف که فرضیه «حمله نامحدود زیر دریایی» از اوست به سوئد رفت و در آنجا چند کتاب درباره جنگ نوشت و سوسیالیستهای آلمان را متهم کرد که در جریان جنگ جهانی اول از پشت به دولت آلمان خنجر زدند و با اظهارات خود روحیه آلمانیها تضعیف کردند.
در حزب نازی
پس از تاسیس حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان (نازی)، وی نخستین فردی بود که دفتر عضویت این حزب را امضاء کرد و آدولف هیتلر را بر ضد سوسیالیستها برانگیخت. وی عادت داشت که به جای به کار بردن کلمه سوسیالیست واژه «بی وطن» را بکار برد. بسیاری از کسانی که بر جنگ جهانی دوم تحلیل نوشتهاند تاکید کردهاند که اگر لودن دورف سه سال دیگر زنده مانده بود، المان در جنگ دوم شکست نمیخورد زیرا که او مانع حمله نظامی هیتلر به روسیه میشد و تا انگلستان از پای در نمیآمد اجازه گسترش جبهه را نمیداد.
روز شمار جنگ جهانی اول
28 ژوئن 1914م
یک تروریست صرب، دوک اعظم اتریش، فرانسیس فردیناند، و همسرش را در سارایوو، شهری در بوسنی هرزگوین ، ترور می کند.
28 ژوئیه 1914
امپراتوری اتریش ـ مجارستان به صربستان اعلان جنگ می دهد. روسیه آماده دفاع از صربستان می گردد.
یکم تا سوم اوت 1914
آلمان که متحد اتریش ـ مجارستان است، در یکم اوت به روسیه اعلان جنگ می دهد و در سوم اوت به فرانسه، متحد روسیه، اعلان جنگ می دهد.
2 اوت 1912
بریتانیا برای دفاع از بلژیک که در جنگ بی طرف بود، در برابر آلمان مهاجم وارد جنگ می شود.
اوت 1914
آلمانیها از بلژیک گذشته و به فرانسه حمله می کنند. آلمانیها ارتش فرانسه و نیروی اعزامی بریتانیا را به سمت پاریس عقب می رانند.
20 اوت 1914
آلمانیها روسیه مهاجم را در نبرد تاننبرگ شکست می دهند و از آنها را تا «پروشا» عقب می رانند. این منطقه جنگی موسوم به جبهه شرق می گردد.
سوم تا نهم سپتامبر1914
فرانسویها و بریتانیاییها در نبرد مارن آلمانیها را از نزدیکی شهر پاریس، پایتخت فرانسه به عقب می رانند. تاکسی ها سربازان فرانسوی را از پاریس به خطوط مقدم نبرد انتقال می دهند.
نوامبر 1914
پیشروی در غرب متوقف می گردد. طرفین متخاصم شروع به حفر خندقهایی می کنند که از ساحل بلژیک تا مرز سوئیس امتداد دارند. این منطقه جنگی موسوم به جبهه غرب می گردد. خطوط این منطقه تا سال 1918 چندان تغییر نخواهد یافت.
25 آوریل 1915
سربازان بریتانیایی و استرالیایی به امپراتوری عثمانی حمله می کنند و در گالیپولی ، شبه جزیره ای در غرب ترکیه مستقر می گردند. در این حمله، نیروهای مهاجم به سختی شکست می خوردند.
7 مه 1915
یک زیر دریایی آلمان، کشتی مسافری بریتانیایی «لوسیتانیا» را در اقیانوس اطلس غرق می کند. در میان غرق شدگان 128 آمریکایی وجود داشتند.
21 فوریه 1916
ارتشهای آلمان و فرانسه برای تسخیر شهر نظامی وردان در شمال شرقی فرانسه، وارد نبرد می شوند. نبرد تا ماه دسامبر به طول می انجامد و یک میلیون کشته بر جا می گذازد.
31 مه 1961
ناوگان جنگی آلمان و بریتانیا نبرد دوردست دانمارک انجام می دهند.
1 ژوئیه 1916
در اولین روز نبرد سوم، رودخانه ای در شمال غربی فرانسه، سربازان مهاجم بریتانیایی متحمل 60000 کشته و زخمی می شوند که از این میان 19000 نفر کشته می شوند.
6 آوریل 1917
زیر دریایی ها به تحریک آلمان به لنگر گاه ایالات متحده در اقیانوس اطلس حمله می کنند، رئیس جمهور وودرو ویلسون علیه آلمان اعلان جنگ می دهد.
31 ژوئیه 1917
ژنرال بریتانیایی، داگلاس هیک، نبرد پاسچندیل را آغاز می کند. در طی سه ماه جنگ، بریتانیاییها 6 کیلو متر (4مایل) پیشروی می کنند.
7 نوامبر1917
بلشویکها در روسیه قدرت را بدست می گیرند. آنها مذاکرات صلح با آلمان را آغاز می نمایند.
3 مارس 1918
بلشویکها قرارداد صلح برست ـ بیتوفسک را با آلمان به امضاء می رسانند.
21 مارس 1918
ژنرال آلمانی، اریش لودند ورف حمله گسترده ای را به فرانسه آغاز می کند. سربازان او ارتش متفقین را به سمت پاریس به عقب می رانند.
ژوئیه تا نوامبر 1918
نیروهای متفقین تحت فرماندهی ژنرال فرانسوی فردیناند فوش دست به حمله متقابل می زنند. فرماندهان آلمانی در می یابند که دیگر نمی توانند به مبارزه ادامه دهند.
11 نوامبر 1918
یک آتش بس موقت به جنگ در جبهه غرب پایان می دهد. حکمران آلمانی، قیصر ویلیام دوم، از آلمان به هلند که اکنون یک جمهوری است، می گریزد.
در آغاز قرن بیستم رقابت بسیاری بین قدرتمند ترین دولتهای اروپا، آلمان، اتریش، مجارستان، روسیه، فرانسه و بریتانیا وجود داشت.
مجموعه ایزدان 9 گانهٔ هلیوپولیس
* آتوم (Atum)
* نو (آشفتگی کیهانی)
* راع (Ra)
* خپره (ایزد دگرگونی حیات)
* شو (نگاه دارنده اسمان)
* تفنوت (ایزد بانو و همسر شو)
* آنهور (قدرت آفرینندگی خورشید)
* نات (Nut) (ایزد بانوی آسمان)
* گب (ایزد زمین)
خانواده اوزیریس
* اوزیریس (Osiris)
* ایزیس (Isis)
* آنوبیس (Anubis)
* ست (Seth)
* توث (Thoth)
* هوروس (Horus)
* نفتیس
* هوروس
* هاروئریس
* بهدتی
* هرختس
* هارماخیس
* هارسی سیس
* هائور
* اوپو آوت
* سشات
ایزدان نگاه بان فراعنه و سلطنت
* سِخمت (Sekhmet)
* نخبت
* بوتو
* مونت
* آمون
* موت
* خونس
* سبک
* پتح
* سکر
* نفرتوم
* باست
* نیث
* باست (Bast)
ایزدان رود وبیابان
* خنوم
* هارسافس
* ساتی
* آنکوئت
* مین
* هاپی
ایزدان زایش و مرگ
* بس (Bes)
* تائوئرت
* هکت
* مسخنت
* هاثورها
* شایی
* رنه نت
* رنپت
* سلکوئت
* فرزندان هوروس
* آمنت
* مرسگر
* داوران مردگان مصر باستان
* ماآت
* نهه
انسانهای ایزد گونه و فرعون-ایزد
* ایم حوتپ
* آمن حوتپ
* فرعون
جانوران مقدس
* آپیس
* پته سوخس
* قوچهای مقدس مصر باستان
* بنو
پادشاهان مصر
پادشاهان مصر
سلسله اول عتیق
نارمر : مصر را متحد کرد.
هورآها: بر پدرش شورید.
آجی (جت)
ادیمو
انجیب
سمرخت
کاآ
سلسله دوم عتیق
هتب سخم: ساختن دژی با دیواری به ۵ متر ضخامت
رانب
نینت جر
بریبسن
خاسخم
خاسخموبیسلسله سوم-سلطنت قدیم
جوزر: هرم پلکانی در منطقه سقاره به عنوان قدیمیترین بنای سنگی جهان
سخمخت
خابا
هونیسلسله چهارم-سلطنت قدیم
سنفرو: ساخت هرم خمیده و هرم سرخ
خوفو: سازنده هرم بزرگ با ۱۵۰ متر ارتفاع
خفر
منکور: ساخت زیباترین مجسمههای معابد تاریخ مصر
شپسسکاف
تامفتیسسلسله پنجم-سلطنت قدیم
یورکاف
ساهور
نفرکاره
شپسسکاره
نفرفره
نیوسر
منکور
ایسسی
یونیس
سلسله ششم-سلطنت قدیم
تتی
یورکاره
پپی اول
مرنره اول
پپی دوم: با ۹۴ سال پادشاهی، بیشترین مدت پادشاهی در تاریخ را داراست. مصر در دوران او، به اوج قدرت رسید.
مرنره دومنیتیکرت : دورانی پرآشوب همراه با خشکسالی و نافرمانی
سلسله هفتم-دوران انتقالی اول
۱۴ حاکم در هراکلئوپولیس
سلسله هشتم-دوران انتقالی اول
۱۸ حاکم در هراکلئوپولیس
سلسله نهم-دوران انتقالی اول
منتوحوتپ اول: اتحاد حاکمان جنوبی به پایتختی طبس در برابر شمالیها
اینتف اول
اینتف دوم
اینتف سوم
منتوحوتپ دوم: تصرف سرزمینهای شمالی
سلسله یازدهم-دوران سلطنت میانه
منتوحوتپ دوم: بیرون راندن لیبیاییها و نوبیاییها از مصر و ساخت هرمی بزرگ
منتوحوتپ سوم: ساخت هرمی بزرگ
خاکاره اینتف
سخنتیبره
منتوحوتپ چهارم: درگیری بر سر تاج و تخت پادشاهی.
سلسله دوازدهم-سلطنت میانه
آمنمحت اول: ۱۰ سال نبرد با نوبیا و غلبه بر آنها. به دست آوردن تاج و تخت شاهی و قتل به دست نزدیکانش.
سنوسرت اول
آمنمحت دوم
سنوسرت دوم
سنوسرت سوم: دوران طلایی مصر.
آمنمحت سوم: ساخت معابد و مجسمههای عظیمآمنمحت چهارم
نفروسوبکسلسله سیزدهم-سلطنت میانه
۱۴ پادشاه ضعیف در ممفیس
سلسله چهاردهم تاهفدهم-هیکسوسها
۱۴ پادشاه بیگانه در آواریس
سلسله هجدهم-سلطنت جدید
احمس:غلبه بر هیکسوسها و انتخاب تبس به پایتختی
آمنحوتپ اول: تسخیر سرزمین نوبه یا نوبیا.
توتمس اول: رسیدن ارتش مصر به فرات.
توتمس دوم: مسئلهٔ جانشینی او.حتشپسوت: ساخت معبدی بزرگ در دیرالبحری و به وسیلهٔ توتمس سوم، مسموم شد.
توتمس سوم: حمله به سوریه و خواباندن شورش آنجا. یکی از بزرگترین فراعنه مصر بود.
آمنحوتپ دوم: کشتن هفت تن از حاکمان شورشی سوریه.
توتمس چهارم
آمنحوتپ سوم: وصلت با اعضای خانواده سلطنتی میتانی و رونق بازرگانی و پرشدن خزانه کشور و اوج قدرت مصر و ساخت معابد و مجسمههای بی شمار.
آمنحوتپ چهارم: پرستش آتون و از دست رفتن سوریه و ضعیف شدن مصر و ساخت شهر جدید افق آتون.
توت آنخ آمون: درگذشت به طرزی مرموز در ۱۸ سالگی.
هورمحبسلسله نوزدهم-سلطنت جدید
رامسس اول
ستی اول: حمله به سوریه.رامسس دوم: ساخت معابد و مجسمههای بسیار و حمله به کادش و صلح با هیتیها.
مرنپتاه
آمنمس
ستی دوم
سپتاه
توسرتسلسله بیستم-سلطنت جدید
ستاناخت
رامسس سوم: شکست دادن مردمان دریایی.
رامسس چهارم
رامسس پنجم
رامسس ششم
رامسس هفتم
رامسس هشتم
رامسس نهم
رامسس دهم
رامسس یازدهم
سلسله بیست و یکم-لیبیاییها
۱۴ پادشاه لیبیایی
سلسله بیست و دوم-دوران نوبیاییها
۳۴ پادشاه نوبیایی
سلسله بیست و سوم در ساییس
نیکابا
نکوی یکم
پسامتیک یکم
نکوی دومپسامتیک دوم
آپریس
آمازیس
پسامتیک سوم
سلسله بیست و هفتم-هخامنشیان
کمبوجیه دوم: فتح مصر.کشتن گاو آپیس.
داریوش بزرگ: خواباندن شورش مصر.
خشایارشا: خواباندن شورش مصریان و قلع و قمع آنها.
اردشیر اول
داریوش دوم
فراعنه بومی-سلسله بیست و هشتم
آمارتیس
سلسله بیست و نهم
نفرتیس یکم
پساموتیس
آشوریتس
نفرتیس دوم
سلسله سی اُم
نکتابوی یکم: دفع حملات ایرانیان.
تیس
نکتابوی دوم: فرار به حبشه و شکست از ایرانیان.
سلسله سی و یکم
اردشیر سوم: شکست دادن نکتابوی دوم.
آرسس
داریوش سوم: واگذاری مصر به اسکندر مقدونی.
شامپوليون

نام
هيروگليف برگرفته از 2 كلمه يوناني «هئيرا تيكاس به معني مقدس» و «گلوفئين
به معني حكاكي» است كه توسط آن يونانيان باستان نوشته هاي روي سطح بناهاي
فراعنه را مي ناميدند.
آنها اين نشانه ها را نمادهاي مقدس محسوب كرده و تصور نمي كردند اين نشانه ها متون عادي زبان نوشتاري مصريان باستان باشند.
ژان فرانسوا شامپوليون در روز 23 دسامبر سال 1790 ميلادي در شهر فيژاك در استان لوت فرانسه متولد شده بود.
او از يك نبوغ ذاتي در فراگيري زبان هاي كهن برخوردار بود و در همان اوان جواني جندين زبان كهن از جمله زبان قبطي مصر را فرا گرفت.
تمدن
مصر شامپوليون را مجذوب كرده بود.لشكركشي ناپلئون بناپارت به مصر در سال
هاي 1798 تا 1799 ميلادي موجب شد تا آثار باستاني مصر به كانون توجه
دانشمندان آن روزگار مبدل شوند.
شامپوليون پس از سرنگوني ناپلئون از
امپراتوري فرانسه و بازگشت سلسله بوربون ها به سلطنت فرانسه مورد بي مهري
قرار گرفت و كرسي خود را در دانشگاه گرونوبل به عنوان استاد تاريخ از دست
داد اما برادر بزرگش كه يك باستان شناس مشهور بود او را زير چتر حمايتش
گرفت و ژان فرانسوا جوان توانست به لطف كمك هاي بي دريغ برادرش به تحقيقات
خود ادامه دهد.
در سال 1798 ميلادي ، دانشمنداني كه همراه ناپلئون
به مصر رفته بود و در دلتاي نيل در ناحيه اي به نام روزت موفق به كشف يك
لوح سنگي از جنس بازالت سياه رنگ شدند كه بر سطح آن متني توسط راهبان شهر
ممفيس در دوران سلطنت بطلميوس پنجم از سلسله فراعنه بطالمه مصر حك شده بود.
اين متن به 3 خط يوناني قديم ، دموتيك يك خط مصري جديدتر و هيروگليف خط مقدس مصريان باستان توسط راهبان ممفيس نوشته شده بود.
اين
لوح با ارزش خيلي زود توسط درياسالار هوراشيو نلسون انگليسي كه در آن زمان
با فرانسوي ها مي جنگيد از آنها ربوده شد و امروز در بريتيش موزئوم لندن
از آن نگهداري مي شود.
اين لوح كنجكاوي بسياري از دانشمندان از جمله
شامپوليون جوان و يك فيزيكدان انگليسي به نام توماس يانگ كه 15 سال از
شامپوليون بزرگتر بود را برانگيخته بود.
توماس يانگ به رمز خط دموتيك لوح روزت پي برد و متوجه شد برخي از نشانه هاي هيروگليف حاوي اسامي فراعنه است.
شامپوليون موفق مي شود به نسخه كپي شده از لوح روزت دست پيدا كند و به نوبه خود به مقايسه 3 خط موجود بر سطح لوح مي پردازد.
شامپوليون خواندن متن به خط يوناني كه برايش آسانتر بود را ترجيح مي دهد.
به
زودي شامپوليون جوان از رقيب بزرگسال خود پيش مي افتد كه دليل آن آشنايي
اش به فرهنگ مصر باستان و تسلط كامل بر زبان قبطي بود كه تا اندازه اي به
زبان مصريان باستان نزديكتر است.
او متوجه مي شود در متن هيروگليف لوح روزت تعداد نشانه ها 3 برابر واژه هاي متن يوناني لوح است.
شامپوليون كشف مي كند برخلاف تصور همگان نشانه هاي هيروگليف تنها يك خط نوشتاري نيستند بلكه مانند حروف الفبا داراي آوا هستند.
شامپوليون دانسته هاي خود را با يك متن خلاصه شده از يك معبد مصري مقايسه كرده و نام كلئوپاترا را در آن متن تشخيص مي دهد.
او
در روز 22 سپتامبر سال 1822 ميلادي تصاويري را از يك باستان شناس دريافت
مي كند و با تشخيص نام هاي رامسس و توتموزيس در آن تصاوير از صحت كشف خود
آگاه مي شود.
هيجان ناشي از اين كشف براي چند روز شامپوليون را از خود بي خود كرده و به حالتي شبيه كما فرو مي برد.
سرانجام او پس از 5 روز به خود آمده و در روز 27 دسامبر سال 1822 ميلادي خبر كشف راز و رمز خط هيروگليف را اعلام مي كند.
اين خبر سروصداي زيادي را در محافل علمي آن روزگار ايجاد كرده و شامپوليون به شهرت فراواني دست مي يابد.
ژان
فرانسوا شامپوليون ده سال پس از كشف راز خط هيروگليف در روز 4 مارس سال
1832 ميلادي در سن 42 سالگي دارفاني را وداع گفت ، بي آنكه فرصت يابد دستور
زبان مصري و فرهنگنامه مصري كه به تاليف آنها پرداخته بود را به اتمام
برساند.
به اين ترتيب ، در روز 27 سپتامبر سال 1822 ميلادي ژان
فرانسوا شامپوليون ، زبان شناس جوان 32 ساله فرانسوي به راز و رمز خط
هيروگليف مصرباستان پي مي برد.
كشف شامپوليون راه را براي مصرشناسان
و باستاشناسان مي گشايد تا به تاريخ و تمدن مصرباستان و فراعنه پي برده و
رازهاي اين تمدن غني باستاني را كشف نمايند.
توث
توث (به انگلیسی: thoth) از ایزدان مصر باستان (هلیوپولیتانها) به شمار میرود. توث نام دگرگون شدهٔ جهوتی یا زهوتی در اعصار یونانی-رومی است. یونانیان او را با هرمس ، پیامبر ایزدان ، یکی میپنداشتند و در سراسر مصر به عنوان ایزد ماه ، پشتیبان دانش ، ادبیات ، خرد و اختراعات ، سخن گوی ایزدان و نگاه بان آثار ایشان شناخته شده بود. جهوتی ظاهرا تنها به معنی اهل جهوت استان باستانی مصر سفلی ، است که مرکزش هرموپولیس پاروا (پیش از آن که محراب اصلی اش در هرموپلیس ماگنا در مصر علیا بنا شد ) بایست گهوارهٔ آیین توث بوده باشد. ایزد شناسان هرموپلیس گفته اند که توث همان خدای راستین جهان ، یا دمیژ (خدای آفریننده جهان مادی ) و لک لک ایزدی است که در هرموپلیس ماگنا تخم کیهانی گذارده است. آنان می آموختند که او تنها با صدای خویش ، کار آفرینش را به پایان برد. چون او نخست از نو ازلی بیدار گشت ، لب هایش را گشود و از صدایی که برون فرستاد ، آفرینش مادی چهار ایزد و آن گاه چهار ایزد بانو را سبب شد. به همین سبب ، هرموپلیس بعدها خونوم (شهر هشت ایزد) نام گرفت. این ایزدان هشت گانه ، بدون شخصیت واقعی ، با کلام خویش به آفرینش گیتی ادامه دادند. از نوشتههای کهن بر می آید که آنان صبح گاهان و شبان گاهان سرودهای آیینی بر می خوانند تا از استمرار گردش خورشید اطمینان یابند. توث در کتاب اهرام گاه کهنترین فرزند راع ، گاه فرزند گب و نات ، برادر ایزیس ، ست و نفتیس است. اما معمولاً به خانوادهٔ اوزیری تعلق ندارد و صرفا وزیر اوزیریس و کاتب مقدس او به شمار می رود.
نگاره توث
توث را معمولاً با سر لک لک نمایانده اند که تاج ماه بر کاکل دارد ، یا گاه فاقد آن است. بیش تر تمایل داشتند او را به صورت همین پرنده بنمایانند ، اما گاهی او را میمونی با سر سگ نیز نمایانده اند که نشان دهنده ان است که این ایزد دوران تاریخی ، محتملا از آمیختگی شخصیت دو ایزد ماه ( یکی به گونهٔ پرنده و دیگری به گونهٔ میمون) پدید آمده است.
توث، دانش و خرد
دانش و خرد کامل به توث اعطا شده است و هم اوست که همهٔ هنرها و علوم ، از جمله حساب ، نقشه برداری ، هندسه ، ستارهشناسی ، فال گیری ، جادو ، پزشکی ، جراحی ، موسیقی ، آلات موسیقی بادی و سازههای زهی ، طراحی و مهم تر از همه نگارش را پدید آورد که بدون آن ، انسان همهٔ اموزهها و سود مندی کشفیات خود را فراموش می کرد. او واضع تصویر نگاری (هیروگلیف) بود و خداوندگار کلام مقدس نام گرفت. به عنوان رئیس جادوگران سالار بزرگ لقب گرفت. شاگردانش لاف می زدند که به دخمه ای که او کتابهای جادو را پنهان کرده بود ، دست رسی پیدا کرده ع رمزگشایی ان شده اند و قواعدی را که بر همهٔ قوای طبیعت فرمان می راند و حتی خود ایزدان را نیز منکوب می سازد ، آموخته اند. با این نیروی بی کران بود که پیروان این ایزد او را توث می خواندند یعنی سه بار بس بزرگ و یونینیان آن را به هرمس تریس مگیستوس برگرداندند.
عجایب هفتگانه جدید
در سال ۲۰۰۷ میلادی، ۷ اثر برجسته به عنوان عجایب هفتگانه جدید انتخاب شدند. این آثار عبارتند از
* چیچن ایتزا در مکزیک
* مجسمه مسیح در برزیل
* کلوسیوم در ایتالیا
* دیوار بزرگ چین در چین
* ماچو پیچو در پرو
* شهر باستانی پترا در اردن
* تاج محل در هند
موش و گربه
عبید زاکانی
موش و گربه
| اگر داری تو عقل و دانش و هوش | بیا بشنو حدیث گربه و موش | |
| بخوانم از برایت داستانی | که در معنای آن حیران بمانی |
□
| ای خردمند عاقل ودانا | قصهی موش و گربه برخوانا | |
| قصهی موش و گربهی مظلوم | گوش کن همچو در غلطانا | |
| از قضای فلک یکی گربه | بود چون اژدها به کرمانا | |
| شکمش طبل و سینهاش چو سپر | شیر دم و پلنگ چنگانا | |
| از غریوش به وقت غریدن | شیر درنده شد هراسانا | |
| سر هر سفره چون نهادی پای | شیر از وی شدی گریزانا | |
| روزی اندر شرابخانه شدی | از برای شکار موشانا | |
| در پس خم مینمود کمین | همچو دزدی که در بیابانا | |
| ناگهان موشکی ز دیواری | جست بر خم می خروشانا | |
| سر به خم برنهاد و می نوشید | مست شد همچو شیر غرانا | |
| گفت کو گربه تا سرش بکنم | پوستش پر کنم ز کاهانا | |
| گربه در پیش من چو سگ باشد | که شود روبرو بمیدانا | |
| گربه این را شنید و دم نزدی | چنگ و دندان زدی بسوهانا | |
| ناگهان جست و موش را بگرفت | چون پلنگی شکار کوهانا | |
| موش گفتا که من غلام توام | عفو کن بر من این گناهانا | |
| گربه گفتا دروغ کمتر گوی | نخورم من فریب و مکرانا | |
| میشنیدم هرآنچه میگفتی | آروادین قحبهی مسلمانا | |
| گربه آنموش را بکشت و بخورد | سوی مسجد شدی خرامانا |
برای خواندن ادامه داستان به ادامه مطلب بروید







