هبه (الههٔ جوانی)

هبه Hebe، الههٔ جوانی

اساطیر یونان باستان

هبه
فرانسوی: هبه
عنوان: الههٔ جوانی
جنسیت: مؤنث
پدر: زئوس
مادر: هرا
همسر: هراکلس
وابستگان: خواهر آرس


دختر زئوس و هرا و خواهر آرس بود. ساقی خدایان در المپ بود. زمانی که هراکلس کشته شد و تن زمینی را ترک کرد و به المپ آمد، هبه را به همسری او درآورند. در اساطیر رومی با یوونتاس مطابق است.

اُدیسه

اُدیسه (یونانی: Ὀδύσσεια) یکی از دو کتاب کهن اشعار حماسی یونان اثر هومر می‌باشد.کتاب مانند سلف خود ایلیاد، به صورت مجموعه‌ای از سرودها گردآوری شده اما شیوهٔ نقل آن با ایلیاد تفاوت دارد.

ادیسه سرگذشت بازگشت یکی از سران جنگ تراوا (ادیسیوس یا الیس) فرمانروای ایتیکا می‌باشد. در این سفر که بیش از بیست سال به درازا می‌انجامد ماجراهای مختلف و خطیری برای وی و همراهانش پیش آمده. در نهایت ادیسیوس که همگان گمان مینمودند وی کشته شده به وطن خود باز گشته و دست متجاوزان سرزمین و زن و فرزند خود را کوتاه می‌کند.

پشم زرین

پشم زرین (به انگلیسی: Golden Fleece)، گنجینه‌ای که یاسون و آرگونوت‌ها در جستجوی آن بودند که بالاخره آن را بدست آوردند.

فراکسوز و هلی فرزندان شاه آتاموس و الهه نفلی (Nephele) بودند. وقتی آتاموس برای بار دوم ازدواج کرد، نامادری فرزندان، اینو (Ino)، به آنها حسد می ورزید و برای خلاص شدن از دست آنها نقشه می کشید. او ترتیب کاشتن دانه‌های پخته شدهٔ ذرت را داد تا جوانه نزنند. وقتی محصول از بین رفت پیام رسان ها برای مشورت با پیشگوی دلفی فرستاده شدند و اینو پیام رسان ها را مجبور کرد تا به پیشگو بگویند، فراکسوز را برای بازگرداندن حاصلخیزی زمین قربانی کند. قبل از قربانی شدن فراکسوز، نفلی یک قوچ طلایی را فرستاد که هر دو فرزندانش را به آسمان برد. هلی به هلسپونت (Hellespont) افتاد (که بعد از افتادن او این نام را برایش انتخاب کردند)، اما فراکسوز سلامت به کولخیس (Colchis) رسید، جایی که او با دختر شاه آیتس ازدواج کرد. فراکسوز قوچ طلایی را برای زئوس قربانی و پوست آن را (پشم زرین)، به آیتس داد. آیتس پشم را بر روی درخت بلوطی قرار داد تا زمانی که جیسون سر رسید و آن را برداشت.

پرواز فراکسوز و هلی به ندرت بر روی گلدان ها و ظروف نقره و اغلب بر روی دیوار نقاشی می‌شود.

آرگونوت‌ها

آرگونوت‌ها (به یونانی:‎Αργοναύται ‏)، در اسطوره‌های یونان، گروهی از پهلوانان که همراه با جیسون بوسیله آرگو در جستجوی پشم زرین سفر کردند.

اساطیر یونان باستان

آرگونوت‌ها در کشتی آرگو
آرگونوت‌ها
فرانسوی: آرگونوت‌ها


به علت طائفه و محل سکونت جیسون آن‌ها اغلب با نام "Minyans" شناخته می‌شدند، اما بسیاری از آن‌ها از سایر نقاط یونان آمده بودند. ملئاگروس، اورفئوس، هراکلس، هولاس، پلئوس، آتالانته، تسئوس دلاورترین افراد یونان بودند که با کشتی آرگو به همراه جیسون به دنبال یافتن پشم زرین رفتند.

سربروس

سربروس (Cerberus) یکی از موجودات افسانه‌ای در اساطیر یونان باستان بوده‌اند.

سربروس هم یکی دیگر از فرزندان تایفوئیوس و اکیدنا است و سگی سه سر، با ماری به جای دم است. این هیولا نگهبان جهان مردگان بوده است. او به مردگان اجازه ورود می‌داده و مانع خروج آنها از جهان زیر زمین می‌شده است. تنها چند تن از افراد زنده موق شدند به طریقی از این سد بگزرند و به دنیای مردگان رفته و بازگردند. یکی از این افراد اورفئوس (Orpheus) بود که توانست با خواندن آواز او را خواب کند و به نجات همسرش ائورودیکه برود. هرکول نیز، در آخرین ماموریت خود موفق شد سربروس را از جایگاه خود خارج کند و به شاه یوریستئوس (Eurystheus) پیشکش کند.


هرکول سربروس را به بند می‌کشد. حکاکی سده ۱۶ میلادی

لادون

لادون (به یونانی:‎Λάδων، به انگلیسی: Ladon ‏) یک اژدهای صد سر که از باغ هسپریدس و سیب‌های زرینی که داشت محافظت می‌کرد. او فرزند تایفون و اکیدنا است، اما در بعضی از منابع آمده که این اژدها فرزنده فورسیس است. هراکلس در یکی از خان‌های خود در جستجوی سیب‌های زرینی بود که توسط پری‌های هسپریدس محافظت می‌شد، او مجبور بود از اطلس کمک طلب کند. اطلس پذیرفت سیب‌های زرین را برای او بدزدد، به شرط اینکه هراکلس او را از سنگینی نگه داشتن بهشت برهاند اما فقط اگر این پهلوان یک چاره‌ای برای خلاص شدن از دست لادون بیندیشد. هراکلس توسط تیری اژدها را در بالای دیوار باغ کشت.


هراکلس و لادون

هسپریدس Hesperides، در افسانه‌های یونان باستان نام پری‌های محافظ سیب‌های زرین هرا، ملکهٔ آسمان‌ها، است.

اساطیر یونان باستان

باغ هسپریدس
هسپریدس
فرانسوی: Hesperides
عنوان: دختران شب


پری‌هایی که در باغی در کوه اطلس از کوه‌های آرکادی از سیب‌های زرینی که گایا به عنوان هدیهٔ عروسی به هرا داده بود، محافظت می‌کردند و اژدهایی به نام لادون در این کار آن‌ها را یاری می‌داد. هراکلس اژدها را کشت و سیب‌ها را برد. اما آتنه سیب‌ها را بازگرداند. پری‌ها به درخت تبدیل شدند.

پرندگان ستومفالوسی

پرندگان ستومفالوسی در اسطوره‌های یونان، پرندگان مهاجم به سواحل ستومفالوس هستند.

اساطیر یونان باستان



این پرندگان به مردم ناحیه ستومفالوس در آرکادیا حمله می‌بردند و با پرهای لبه فولادی خود آنان را می‌کشتند و محصولات را از بین می‌بردند. ششمین شاهکار هراکلس از بین بردن این پرندگان با میله‌ای بود که از هفایستوس گرفته بود.

هیدرا

هایدرا (به یونانی:‎Λερναία Ὕδρα، به انگلیسی: Lernaean Hydra ‏) یک هیولای وحشتناک که مانند شیر نیمیان فرزند اکیدنا (هیولای مؤنث نیمه پری و نیمه مار)، و تایفون (دارای ۱۰۰ سر) بود.

اساطیر یونان باستان

هایدرا
یونانی: Λερναία Ὕδρα
پدر: تایفون
مادر: اکیدنا
مرگ: به دست هرکول

او در مردابی نزدیک به شهر باستانی لرنا در آرگوس می‌زیست. هایدرا دارای بدنی شبیه به مار و سرهای فراوان بود (تعداد سرهای او از پنج تا صد متغیر هستند اما عموماً تعداد نه سر برای او پذیرفته شده)، وقتی یک سره هایدرا بریده می‌شد یک سره جدید به جای آن می‌رویید (در بعضی از تفسیرات دو سره جدید روییده می‌شد)، و یکی از سرهای آن جاودانه بود و با هیچ سلاحی آسیب نمی‌دید. همچنین بوی زنندهٔ نفس هایدرا کافی بود تا یک انسان یا جانور را بکشد. (در تفسیرات دیگر به مانند یک زهر کشنده است). وقتی هایدرا از مرداب بیرون می‌آمد به گله‌های روستاییان محلی حمله می‌کرد و آنها را با سرهای بیشمار خود می‌بلعید.


هرکول با یک ارابهٔ تندرو همراه با پسر برادرش Iolaus برای یافتن هایدرای وحشتناک به دریاچه لرنا سفر کردند. بالاخره وقتی آنها به مخفیگاه هایدرا رسیدند، هرکول به Iolaus گفت کنار اسب ها بماند تا او بتواند هیولا را بوسیلهٔ تیرهای آتشین از سوراخ خود بیرون بکشد. این کار باعث بیرون آمدن هیولای مخوف شد. هرکول دلیرانه به هیولا حمله کرد، و تک تک سرهای او را با شمشیر برید (در بعضی از تفسیرات با داس)، اما به زودی متوجه شد وقتی یک سر بریده می‌شد، سری دیگر جایگزین آن می‌شد. هرکول از Iolaus تقاضای کمک کرد، و از او خواست برایش یک مشعل آتشین بیاورد و وقتی هرکول سرها را یکی پس از دیگری قطع می‌کند، Iolaus هم با مشعل جای زخم سره بریده شده را بسوزاند و از رشد مجدد آن جلوگیری کند. هرکول تقریباً داشت بر اثر نفس سمی هایدرا خفه می‌شد، اما سرانجام، با کمک Iolaus، هرکول توانست تمام سرها را جدا کند به غیر از یکی. سری که مانده بود جاودانه بود و با هیچ سلاحی آسیب نمی‌دید، بنابراین او گرز سنگین خود را برداشت، و یک ضربه محکم به آن زد، سپس به سرعت با دست های عریان سره آن را بلند و در اعماق زمین دفن کرد و تخته سنگ بزرگی را بر روی آن قرار داد. بعد از کشتن هایدرا، هرکول نوک پیکان های خود را به خون هایدرا آغشته کرد، که به شدت سمی بود و آنها را مرگبار ساخت، (هرکول بعدها از این تیرهای سمی برای کشتن نسوس "Nessus" استفاده کرد).


هرکول در حال کشتن هیدرا


در تفسیرات دیگر آمده وقتی هرکول در حال نبرد با هایدرا بود، هرا یک خرچنگ غول پیکر را به سوی آنها فرستاد که به پای هرکول حمله کرد. این افسانه از روی خطاطی های برجسته بر روی سنگ مرمری با تاریخ قرن دوم پیش از میلاد مسیح در شهر باستانی لرنا پیدا شده است، که نشان می‌دهد هرکول در حال حمله به هایدرا است و در کنار پای او یک خرچنگ بزرگ وجود دارد. کشتن هایدرا دومین خان هرکول به حساب می‌آمد.

ائوروستئوس

ائوروستئوس (به انگلیسی: Eurystheus)، پسر ستنلوس و نیکیپه.

اساطیر یونان باستان
ائوروستئوس
فرانسوی: ائوروستئوس
جنسیت: مذکر
پدر: ستنلوس
مادر: نیکیپه

هرا تولد هراکلس را عقب و تولد ائوروستئوس را پیش انداخت و به این ترتیب ائوروستئوس پادشاه موکنای شد.

زمانی که هراکلس در حال جنون زن و فرزندان خود را کشت، توسط وخشی موظف به خدمت ائوروستئوس شد. ائورستئوس نیز از سر دشمنی، دوازده کار سخت به او محول کرد که همان دوازده شاهکار هراکلس است. ائورستئوس پس از مرگ هراکلس به دشمنی با فرزندان وی ادامه داد تا عاقبت به دست یکی از فرزندان هراکلس (هولوس) کشته شد.