در قرآن کریم دو آیه شریف ذکر شده است هر کدام وجهی از وجوه سحر را بیان می کنند:

«سحروا أعین الناس و استرهبوهم و جاءوا بسحر عظیم[i] »

 یعنی :«  دیدگان مردم را افسون کردند و آنان را به ترس انداختند و سحری بزرگ در میان آوردند » ( ترجمه فولادوند)

از این آیه شریف بر می آید که سحر یک نوع چشم بندی است

در قضیه هاروت و ماروت می فرماید:

 « فیتعلمون منهما ما یفّرقون بین المرء و زوجه[ii] »

« آنها از آن دو[ فرشته ] چیزهایی می آموختند که بهوسیله آن میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند » ( ترجمه فولاد وند )

از این آیه شریف نیز استفاده می شود که سحر در واقع یک تصرف روحی است .

اما بعد از این جمله بلافاصله می فرماید:

«و ما هم بضارّین به من احد الا باذن الله[iii]»

هرچند بدون فرمان خدا نمی توانستند به وسیله آن به احدی زیان برسانند ( ترجمه فولادوند ) تا این توهم پیش نیاید که آنان می توانند در امر صنع و آفرینش فساد ایجاد کرده و بر تقدیر الهی غالب آیند  بلکه تأثیر این سحر هم باذن خداوند و در دایره  تقدیر می باشد.[iv]

توکل بر خداوند و پناه بردن بر او  و خواندن معوذتین[ دو سوره آخر قرآن – ناس و فلق ] هر آثار سوئی از این نوع را برطرف می کند.[v]


اعراف 116 [i]

 بقره 102 [ii]

 بقره 102 [iii]

 المیزان ج 1 ذیل آیه 102 بقره [iv]

 ترجمه المیزان ج20 ص682 [v]