” زئوس ” آغاز هجوم خدایان
زئوس مظهر شرک است ، به همراه او انبوه خدایان وارد یونان می شوند !
شمس ، بعل ، عشتار … از خدایان بین النهرین هستند .
در بین النهرین نیز ، داستانهای عجیبی است که نشان می دهد که چگونه شرک می
آید و “توحید” را می بلعد و بعد این داستان ، در اساطیر همه ملت ها تکرار
میشود ، در بین النهرین ، بعل ، خدای بزرگ اساطیر بابل است و “شمس” خدای
بزرگ جهان که در خورشید سکونت دارد و اینکه در عربی خورشید را شمس میگویند
، اطلاق مظروف به ظرف است ، یعنی اطلاق نام خدا بجای خدا و – خدایان دیگر
، در ستاره های گوناگون ؛ “زهل” و “مشتری” و امثال اینها ، هر کدام نام
خدایی است که در این ستارگان میزیستند و همه زیر تاثیر شمس ، خدای بزرگ !
بوده اند .
این ، نظام شرک بین النهرین است و از اینجا فهمیده میشود که دوره ای توحید
به شرک تبدیل میشود ، دوره ایست که نظام اجتماعی توحیدی به نظام اجتماعی
شرک تبدیل میشود ، همانطور که همه مذهب در اساطیرشان میگویند ، دوره نظام
اجتماعی توحیدی ، دورا ای است که مردم در خوشبختی و سعادت زندگی می کنندو
بعد دچار بدبختی وشومی و پریشانی می شوند .
دوره انتقال از خوشبختی به بدبختی در گذشته دور ، دوره انتقال از ” دهر”
به مذهب “زئوس” نشان میدهد که تبدیل توحید به شرک ، تبدیل نظام برابری در
تاریخ بشر ، به نظام نابرابری و تبعیض و تفرقه در نظام بشری است ؛ و وقتی
در تاریخ ، بر اساس تحکم و فریب و تفرقه و توجیه تضادها در میان انسانها ،
نظام اجتماعی باین شکل در می آید ، توحید هم در مذهب چنان شکلی میگیرد.
این چنین است که آغاز بینش مذهبی در دوران باستان توحید بوده است !
منبع : طرح اساسی مکتب – توحید: یک فلسفه ی تاریخ صفحه ۲۵۹ – ۲۹۲ به قلم
استاد بزرگوار و شهید «دکتر علی شریعتی» روحش شاد و یادش گرامی (مرد
پارسایی سخن )
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 18:16 توسط gabriel
|