مشهورترين حديثي که از تميم داري نقل شده، حديث جسّاسه است که مسلم آن را در کتاب صحيح خود نقل کرده است:
حسين بن ذکوان از ابن‌بريده و او از شعبي نقل مي‌کند که فاطمه بنت قيس که از نخستين زنان مهاجر است، مي‌گويد: صداي منادي پيامبر (ص) را شنيدم که ندا مي‌داد: به نماز جماعت بياييد. من از خانه بيرون آمدم و در مسجد همراه پيامبر(ص) نماز خواندم. من در صف جلوي زنان نشسته بودم. پيامبر(ص) پس از نماز با چهره‌اي خندان بر روي منبر نشست و فرمود: هرکس بر جاي خودش بماند. سپس اضافه کرد: آيا مي‌دانيد چرا شما را به اين اجتماع فراخواندم؟ مردم گفتند: خدا و رسولش بهتر مي‌دانند. پيامبر خدا(ص) فرمود: براي اين شما را گرد آوردم که تميم که مردي نصراني بود، بيعت کرده و اسلام آورده است، براي من حديثي نقل کرده که با آنچه من به شما مي‌گفتم، موافقت دارد و اين حديث در مورد مسيح دجال است. او براي من نقل کرده که من با سي تن از مردان قبيله لخم و جذام بر يک کشتي سوار شديم. امواج ما را به جزيره‌اي راهنمايي کرد. ما در ساحل آن پياده شديم. در جزيره، حيوان عجيبي مشاهده کرديم که بسيار پر مو بود؛ به حدي که از زيادي مو، سر او از دمش شناخته نمي‌شد. ما به طرف اين حيوان آمده، از او پرسيديم: تو چه هستي؟ جواب داد: من جسّاسه هستم. گفتيم: جسّاسه چيست؟ گفت: به اين دير برويد؛ زيرا مردي در آن دير مي‌باشد که شيطان است. به سرعت به سوي دير روانه و به آن وارد شديم. در اين هنگام ناگهان مردي را ديديم که تاكنون قوي‌تر و بزرگ‌تر از او نديده بوديم. دست و پاي او در زنجير بود. پرسيديم: تو کيستي؟ گفت: خبر من را خواهيد شنيد. اول شما بگوييد که چه کساني هستيد؟ گفتيم: ما عرب هستيم و به تفصيل، داستان کشتي و سرگذشت خودمان را براي او بازگو کرديم. سپس سؤالاتي از ما کرد و پرسيد: راجع به نخل بيسان برايم بگوييد. آيا ثمر مي دهد؟ گفتيم آري. گفت: به زودي ثمره‌اش تمام خواهد شد. گفت: از درياچه طبريه چه خبر؟ گفتيم: در چه موردي؟ گفت: آب دارد يا نه؟ گفتيم: آب فراوان دارد. گفت: به زودي از بين خواهد رفت. گفت: از چشمه زغرچه خبر؟ آيا آب دارد؟ گفتيم: فراوان. گفت: آيا مردم آنجا از آب چشمه کشاورزي مي کنند؟ گفتيم آري! اهالي از چشمه زراعت مي‌کنند. گفت: از پيامبر مردم امي خبر دهيد. گفتيم: او در مکه ظهور کرده و اينک در يثرب (مدينه) ساکن است. گفت: آيا عرب‌ها با او جنگ کردند؟ گفتيم: آري.
گفت: اين جنگ‌ها به چه شکل بوده است؟ گفتيم: او بر عرب‌هاي نزديک خود غالب شده و آنان از او اطاعت نمودند. گفت: خير و مصلحت اين است که از او اطاعت کنند و من به شما خبر مي دهم که من مسيح(دجال) هستم و نزديک است که به من اجازه ظهور داده شود. من در زمين راه مي‌افتم و همه جا، جز مکه و طيبه (مدينه) را تنها در چهل روز مي‌پيمايم. اين دو شهر بر من حرام است. هرگاه اراده کنم که به آنها وارد شوم، فرشته‌اي شمشير به دست با من رو به رو شده، مانع ورودم به آنجا مي‌شود و بر هر روزني از آن، فرشتگاني‌اند که از آن پاسداري مي‌کنند.
فاطمه بنت قيس مي‌گويد: پيامبر خدا(ص) در حالي که با عصاي خود بر منبر مي‌کوبيد، سه بار فرمود: اين جا طيبه (مدينه) است. سپس فرمود: آيا من اين سخن را براي شما نگفته‌ام؟
مردم جواب دادند: آري! بعد فرمود: از اين جهت حديث تميم داري براي من جالب و شگفت آور بود که با آنچه در گذشته برايتان گفته‌ام، مطابقت داشت.

××××××××××××××××××××××××××××××

در اسطوره های  یونانی موجودی قول پیکر که چهار دست دارد و در زیر زمین به زنجیر است وجود دارد که بعد از ازاد شدن به سمت المپ میرود!!