حافظ

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق


من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق

چهار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست

می بده تا دهمت آگهی از سر قضا

که بروی که شدم عاشق و از بوی که مست